zenhar - تاریخ: 1398/7/6 ساعت: 0:16
باده با محتسب شهر ننوشی! زنهاربخورد باده ات و سنگ به جام اندازدحافظ - علیه الرحمه
فیه - ما - فیه - تاریخ: 1398/7/6 ساعت: 0:16
درد است که آدمی را راهبر است. در هر کاری که هست، تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسر نشود_ خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پاد
دلم ... - تاریخ: 1398/7/6 ساعت: 0:16
دلم تنگ استمثل لباس سالهای دبستانممثل سالهای مأموریتهای طولانیِ پدرکه نمیفهمیدموقتی میگویند کسی دورَستیعنی چقدر دورَست.{از مجموعۀ کلاغمرگی / لیلا کردبچه}
مولانا - تاریخ: 1398/4/1 ساعت: 14:16
ای در دل من میل و تمنا همه تو واندر سر من مایه سودا همه توهر چند به روی کار در می نگرمامروز همه تویی تو فردا همه تو
بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست - تاریخ: 1398/4/1 ساعت: 14:16
بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هستبگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هستروا بود که چنین بیحساب دل ببریمکن که مظلمه خلق را جزایی هستتوانگران را عیبی نباشد ار وقتی نظر کنندکه در کوی ما گدایی هستبه کام دشمن و ب
Hafezaneh - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:22
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه غزل است جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است پیاله گیر که عمر عزیز بیبدل است نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز
kazemi - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:22
سه شنبه یازدهم آبان 95 آقای محمد کاظم کاظمی شاعر، نویسنده و بیدل شناس گران قدر افغان مهمان آقای امیر حسین خان صدیق در برنامه "کتاب باز" شبکه نسیم بودند. در اواخر برنامه از ایشان درخواست شد از شعر خود
سعدیانه - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:22
سودای تو از سرم به در مینرود نقشت ز برابر نظر مینرود افسوس که در پای تو ای سرو روان سر میرود و بیتو به سر مینرود ...
حسین منزوی و تردید - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:22
دو چشم داشت دو سبزآبی بلاتکلیف که در دو راهی دریا چمن مردد بود ...
رومیانه - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:22
من دردِ تو را ز دست آسان ندهم دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم ...
sayeh - تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 16:29
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار...
... - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 11:28
بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت ... +نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۲۵ساعت توسط علی | |
شوری چشم - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 23:19
. از شوری چشم اهالی ترس دارماز مردمان این حوالی ترس دارماز خود که گاهی آبم اما گاه آتشاز این دل حالی به حالی ترس دارماز اینکه ما مثل دو تا ماهی بچرخیمدر برکه های بی خیالی ترس دارمهر چند با تو شادمانم لحظه ها رااز گریه های احتمالی ترس دارمهر چند چون پیچک تو را در بر گرفتمهمواره از آغوش خالی ترس دارمم...
H.Monzavi - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 23:19
تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب منیرفیق غربت خاموش روز خلوت منحریف خواب و خیال شب شراب منیتو روح نقره یی چشمه های بیداریتو نبض آبی دریاچه های خواب منیــ سیاه و سرد و پذیرنده ــ آسمان توامــ بلند و روشن و بخشنده ــ آفتاب منیمرا بسوی تو جز عشق بی حساب مباد چرا که ماحصل رنج بی...
ای پاک مرد یثربی - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 23:19
ای علی موسی الرضا، ای پاک مرد یثربی، در طوس خوابیده من تو را بیدار می دانم زنده تر، روشن تر از خورشید عالمتاب از فروغ و فر شور و زندگی سرشار می دانم گر چه پندارند دیری هست، همچون قطره ها در خاک رفته ای در ژرفنای خواب لیکن ای پاکیزه باران بهشت، ای روح عرش، ای روشنای آب من تو را بیدار ابری، پاک و رحمت...
دوستت دارم - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 23:19
... جیرجیرک ها یک کلمه بیشتر ندارندبا همان یک کلمه هم بی شکچیزی به جز دوستت دارمنمی گوینددیوانه که نیستندکدام کلمه رامی توانتا صبح بیدار ماندو اینهمه تکرار کرد؟...رویا شاه حسین زاده
فیه ما فیه - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 23:19
هر جا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی در گور و در حشر و در بهشت، الی مالانهایه. چون تو گندم کاشتی، قطعاٌ گندم روید و در انبار همان گندم باشد و در تنور همان گندم باشد.مجنون خواست که پیش لیلی نامه نویسد. قلم در دست گرفت و این بیت گفت:خَی...
در دیگران می جویی ام - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 23:19
در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست...اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست...من در تو گشتم مرا در خود صدا می زن...تا پاسخم را بشنوی پژواک سان ای دوست...در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من...سردی مکن با این چنین آتش به جان ای دوست...گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی...حالا لالم خواستی پس خود بخوان ای...
Shamloo - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 23:18
هرگز از مرگ نهراسیدهام اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست که مزدِ گورکن از بهای آزادیِ آدمی افزون باشد جُستن یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن و از خویشتنِ خویش بارویی پیافکندن ــ اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
کویر - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 23:18
کویر سرگذشت دریایی است که عاشق خورشید بوده است .... ...

برچسب‌های مرتبط

شوری چشم | شوري چشم | از بین بردن شوری چشم | درمان شوری چشم | علت شوری چشم | رفع شوری چشم | شوری اشک چشم | دلیل شوری چشم | رفع شوري چشم | برای رفع شوری چشم