هرگز از مرگ نهراسیدهام
اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست
که مزدِ گورکن
از بهای آزادیِ آدمی
افزون باشد
جُستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتنِ خویش
بارویی پیافکندن ــ
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
برچسب: shamloo,shamloo md,shamloo stanford,shamloo molana,shamu incident,shamloo love poems,shamloo sher,shamloo poems in english,shamloo quotes,shamloo lab stanford,
نویسنده: آبتین کمالی
تاريخ: چهارشنبه
5 آبان
1395 ساعت: 23:18