همای اوج سعادت
-
تاریخ: 1401/12/24 ساعت: 23:33
...همای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتدحباب وار براندازم از نشاط کلاهاگر ز روی تو عکسی به جام ما افتدشبی که ماه مراد از افق شود طالعبود که پرتو نوری به بام ما افتدبه بارگاه تو چون باد را نباشد بارکی اتفاق مجال سلام ما افتدچو جان فدای لبش شد خیال میبستمکه قطرهای ز زلالش به کام ...
بوی خوش عيد
-
تاریخ: 1401/12/17 ساعت: 23:29
فريدون مشيری...بوی گل نرگس؟- نه،که بوی خوش عيد است!شو پنجره بگشا،که نسيم است و نويد استرو خار غم از دل بکن، ای دوست،که نوروزهنگام درخشيدن گلهای اميد استبر لاله ی از برف برون آمده بنگر،چون روی تو، کز بوسه من سرخ و سپيد استبا نقل و نبيدم نبود کار، که امروزروی تو مرا عيد و لبت نقل و نبيد استگر با دل خو...
حافظانه
-
تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 12:54
...چرا نه در پی عزم دیار خود باشمچرا نه خاک سر کوی یار خود باشمغم غریبی و غربت چو بر نمیتابمبه شهر خود روم و شهریار خود باشمز محرمان سراپرده وصال شومز بندگان خداوندگار خود باشمچو کار عمر نه پیداست باری آن اولیکه روز واقعه پیش نگار خود باشمز دست بخت گران خواب و کار بیسامانگرم بود گلهای رازدار خود باش...
تصنیفی از زنده یاد عارف قزوینی
-
تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 12:54
...از کفم رها، شد قرار دلنیست دست من، اختیار دلهیز و هرزه گرد، ضد اهل دردگشته زین در آن در مدار دلبی شرف تر از دل مجو که نیستغیر ننگ و عار، کار و بار دلخجلتم کُشد، پیش چشم از آنکبود بهر من در فشار دلبس که هر کجا رفت و برنگشتدیده شد سفید، ز انتظار دلعمر شد حرام، باختم تمامآبرو و نام، در قمار دلبعد از...
پانته آ صفایی
-
تاریخ: 1401/8/18 ساعت: 4:21
...تو ریختــــی عسل ناب را بـــه کندوهابه رنگ و بوی تو آغشته اند شب بوهاشبی به دست تو موگیر از سرم وا شدو روی شانه ی من ریخت موج گیسوهاتو موی ریخته بر شانه را کنار زدیو صبح سر زد از لابلای شب بوهاو ساقه ها همه از برگ ها برهنه شدندو پیش هـــم کــــــه نشستند آلبالوها_تو مثل باد شدی؛ گردباد ... و می پ...
حافظانه ای تقدیم به دوست
-
تاریخ: 1401/8/18 ساعت: 4:21
...همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتداگر تو را گذری بر مُقام ما افتدحباب وار براندازم از نشاط کلاهاگر ز رویِ تو عکسی به جامِ ما افتدشبی که ماهِ مراد از افق شود طالعبُوَد که پرتوِ نوری به بامِ ما افتدبه بارگاهِ تو چون باد را نباشد بارکی اتفاقِ مجالِ سلامِ ما افتد؟چو جان فدای لبش شد خیال میبستمکه قطرهای...
حافظانه ... تقدیم به تو
-
تاریخ: 1401/8/18 ساعت: 4:21
...سرم خوش است و به بانگ بلند میگویمکه من نسیم حیات از پیاله میجویمعبوس زهد به وجه خمار ننشیندمرید خرقه دردی کشان خوش خویمشدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوستکشید در خم چوگان خویش چون گویمگرم نه پیر مغان در به روی بگشایدکدام در بزنم چاره از کجا جویممکن در این چمنم سرزنش به خودروییچنان که پرورشم میدهند ...
حافظا
-
تاریخ: 1401/3/22 ساعت: 8:51
اگر روم ز پِیاش فتنهها برانگیزدور از طلب بنشینم به کینه برخیزدو گر به رهگذری یک دَم از وفاداریچو گَرد در پِیاش افتم چو باد بُگْریزدو گر کنم طلبِ نیم بوسه صد افسوسز حُقِّهٔ دهنش چون شکر فروریزدمن آن فریب که در نرگسِ تو میبینمبس آبروی که با خاک ره برآمیزدفراز و شیب بیابان عشق، دامِ بلاستکجاست شیردلی ک...
حسین پناهی
-
تاریخ: 1401/3/22 ساعت: 8:51
...از انقلاب ترافیکش ماند و از آزادی میدان !از استقلال هتل و از جمهوری خیابانش !سالهای سال همه چیز تغییر کرد،به جز ساندیس هایی که رویشان نوشته اند:"از اینجا باز کنید"ولی مردم هنوزاز "آنجا" باز میکنند!... Adblock test (Why?)
بشارت می دهد هر دم عصای پیر در دستم ...
-
تاریخ: 1401/3/22 ساعت: 8:51
که مرگ اینجاست یا اینجاست یا اینجا؟ صائب تبریزی
عید بر عاشقان مبارك باد
-
تاریخ: 1401/2/16 ساعت: 12:00
...عید بر عاشقان مبارك باد عاشقان عیدتان مبارك بادعید ار بوی جان ما دارد در جهان همچو جان مبارك بادبر تو ای ماه آسمان و زمین تا به هفت آسمان مبارك بادعید آمد به كف نشان وصال عاشقان این نشان مبارك بادروزه مگشای جز به قند لبش قن...
سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی؟ - برخاست فغان آخر از استن حنانه
-
تاریخ: 1401/2/16 ساعت: 12:00
...من بیخود و تو بیخود (من مست و تو دیوانه) ما را کی برد خانه من چند تو را (صد بار تو را) گفتم کم خور دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی جان را چه خوشی باشد بیصحبت جانانه هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی و آن ساقی هر هستی با ...
من “ابتهاج”xadترین شاعرِ زمانِ تواَم
-
تاریخ: 1401/2/16 ساعت: 12:00
...خوشا به بختِ بلندم که در کنارِ منیتو هم قرارِ منی هم تو بیقرارِ منیگذشت فصلِ زمستان، گذشت سردی و سوزبیا ورق بزن این فصل را، بهارِ منیبه روزهای جدایی دو حالت است فقطدر انتظارِ تواَم یا در انتظارِ منی“خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد”خوش است چون که شب و روز در کنارِ منیبمان که عشق به حالِ من و تو ...
ای وای من که «قصه ی دل» ناتمام ماند
-
تاریخ: 1399/12/28 ساعت: 17:36
باطل گذشت و دولت حق بر دوام ماند ناکام شد «مجاز» و «حقیقت» به کام ماند کس را مجال «نیم نفس» نیست وقت مرگ «جم» رفت و «نیمخورده شرابش» به جام ماند دشنام بود میوه ی من از درخت «نام» ای ننگ بر کسی که به امید نام ماند پنجاه بار، فصل زمستان ز من گذشت موی مرا نگر که چو برفی به بام ماند! شور و نشاط و شوق جو...
حافظانه شب یلدا
-
تاریخ: 1399/12/28 ساعت: 17:36
... دیدار شد میسر و بوس و کنار هم از بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع اگر طالع من است جامم به دست باشد و زلف نگار هم ما عیب کس به مستی و رندی نمیکنیم لعل بتان خوش است و می خوشگوار هم ای دل بشارتی دهمت محتسب نماند و از می جهان پر است و بت میگسار هم خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیست مجموعه...
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
-
تاریخ: 1399/12/28 ساعت: 17:36
... زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم طره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافراز ...
hafezane
-
تاریخ: 1399/12/28 ساعت: 17:36
... در سرای مغان رفته بود و آب زده نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشیده عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ز جرعه بر رخ حور و ...
محمد رضا شفیعی کدکنی
-
تاریخ: 1399/12/28 ساعت: 17:36
تقدیم به نوسینده مهربون وبلاگ روشنای آرامش ... نفست شکفته بادا وترانه ات شنیدم گلِ آفتابگردان!نگهت خجسته بادا وشکفتن تو دیدم گل آفتابگردان!به سَحَر که خفته در باغ، صنوبر و ستارهتو به آب ها سپاری همه صبر و خواب خود راو رَصَد کنی ز هر سو، رهِ آفتاب خود رانه بنفشه داند این راز، نه بید و رازیانهدم همتی ...
تقدیم به بزرگ بانوی آب و آینه
-
تاریخ: 1399/12/28 ساعت: 17:36
جنس لبخند تو از ترانه، گریه های تو هم عاشقانه یک نگاهت برایم بهانه، تا فدایت شوم عاشقانه لحظه اوج دلواپسیها، ای ترک خورده بیکسی ها حرمت کهنه اطلسیها، عطر بیخواب نیلوفرانه رود مشتاق آغوش بازت، آرزوهای دور و درازت آسمان رنگ چادر نمازت، وسعت آبی بیکرانه مثل قایق سواران اروند، موج را از تو باید بپرسند ق...
حافظانه ...
-
تاریخ: 1399/12/28 ساعت: 17:36
... ساقی بیار باده که ماه صیام رفت / درده قدح که موسم ناموس و نام رفت / وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم / عمری که بی حضور صراحی و جام رفت / مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی / در عرصه خیال که آمد کدام رفت / بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد / در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت / دل را که مرده بود حیاتی ب...